تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟ گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل. (ستاد مبارزه با پ نه پ واحد اتوبان

* پیش دانشگاهی که بودیم یه بار با یکی از دوستام گیر کردیم تو مدرسه بعد از کلی ماجرا تصمیم گرفتیم از پنجره طبقه ۲ بریم پایین دوستم گفت مسعود کمر بندتو باز کن گیرش بدیم به پنجره نصف راهو با این بریم پایین گفتم دِ نـَـه دِ تو بری پایین من که خواستم بیام شلوارم در بیاد تو بخندییی!!!

* زنگ زدم ۱۱۰ میگم: الو…پلیس ۱۱۰؟ میگه: پَـــ نـــ پَـــ راهنمای ۱۱۸٫٫بفرمایید!! منم حرصم گرفت گفتم: میخواستم زنگ بزنم اُسکُلتون کنم… گفت:دِ نـَـه دِ …شمارت افتاده…وقتی اومدیم دم در خونتون میبینی کی اُسکل شده!!!

ناهار رفتم خونه خواهرم .شوهرش جلو من میگه داداشت که باز اینجا پلاسه،ناهار میمونه؟
خواهرم گفت پ ن پ تو با اون خواهرو مادر داغونت بیاین من غذا بپزم.شوهرش ترسید تند گفت بگم غلط کردم.خواهرم گفت پ ن پ یه عذرنامه واسه سازمان ملل بنویس.بعد شوهرشو پرت کرد بیرون.
گفتم دمت گرم آبجی،از من دفاع کردی؟گفت پ ن پ برای دفاع از مجرم مورد نظر وکیلم تا به عقد دائم در بیاورم.داشتم میخندیدم.گفت کوفت گمشو بیرون.

تو صف مرغ تعاونی واستادم. یارو اومده میگه ببخشید شما هم اومدید میگه مرغ بخرید؟ میگم پ ن پ دو تا مرغ خریدم آورم واسم قیمت کنن.

فکر می کردم انگل دارم به دکتر میگم اقای دکتر برای انگل ما یه قرصی بنویس میگه قرصی بدم که بکشتش میگنم: پـ نـ پـ یه چیزی بنویس که خوب بزرگش کنه بعد قلاده ببندم دور گردنش ببریمش گردش
بعد نسخه رو داده میگم :از داروخانه بگیرم؟
میگه : پـ نـ پـ برو باغ وحش یه دونه تربیت شدش رو بدن بهت