به یکی میگن یه موجود نام ببر ، میگه یخ ... ، میگن آخه یخ که موجود محسوب نمیشه ، میگه چرا من خودم صد بار دیدم نوشتند یخ موجود است

بالاخره یه روز زنگ میزنم چین، اون یارو که گوشی رو برداشت گفت 你好 من میگم 陰莖 گوشی رو قطع میکنم.

یه پشه خوابیده روی تختم
تا بیدار نشده برم در گوشش ویز ویز کنم...

صد بار تو خونه میگم یه عطری هست به نامlovely , و خطر ناکه امروز برادرم بهم پیام داده از عطرlovely استفاده نکنین:
برادره من دارم

توی پارک قدم می زدم یه بچه 3 یا 4 ساله دستاشو پشتش گره زده بود تند را میرفت مامانشم پشت سرش هی می گفت امیر محمد صبر کن وایسا کارت دارم.... یه دفه وایساد داد زد : اه... مامان ولم کن دیگه منم مشکلات خاص خودمو دارم!!

به یه نفر میگن چرادرخونتون نوشتىwc میگه این مخفف wellcome است

یکی از دوستان که مدتی پیش به عنوان مدرس در یکی از دانشگاه ها مشغول به کار شده بود از خاطرات دوران تدریسش نقل میکرد:
سر یکی از کلاس هایم توی دانشگاه ، دختری بود که دو ، سه جلسه اول ،ده دقیقه مانده بود کلاس تموم بشه ، زیپ کوله اش رو میکشید و میگفت :
استاد ! خسته نباشید !!!
البته من هم به شیوه همه استاد های دیگه به درس دادن ادامه میدادم و توجهی نمی کردم!
یه روز اواخر کلاس زیر چشمی میپاییدمش ! به محض این که دستش رفت سمت کوله ، گفتم