تبلیغات
اس ام اس جوک لطیفه چیستان مطالب خنده دار

اس ام اس جوک لطیفه چیستان مطالب خنده دار

حالم خرابه

به اندازه ای حالم خراب بود که یه ربع پیش یه ژلوفن خوردم رفته پایین الان بی سیم زده:

حاجی نیرو کمکی بفرست به فنا رفتیم



  • نظرات() 
  • عجب گیری افتادیما

    بابام زده پس کلم بهش میگم چرا میزنی ؟ میگه میخوام جنبت زیاد بشه! 
    دو دقیقه بعد دوباره زده. 
    با حالت عصبی میگم چرا دوباره میزنی؟ 
    میگه دیدی بی جنبه ای هنوز ؟ عجب گیری افتادیما :-"



  • نظرات() 
  • اقا نیا ما رفتیم ...

    یارو تو سرازیری دنبال اتوبوس میدویده....
    یکی سرشو از تو همون اتوبوس میاره بیرون به مسخره میگه: خودتو خسته نکن نمیتونی برسی 
    یارو میگه: بدبخت دعاکن برسم... 
    من راننده اتوبوسم..!!!



  • نظرات() 
  • الو ..... الو ..... سلام



    الو ... الو... سلام

    کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟

    مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟

    پس چرا کسی جواب نمیده؟

    یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس:بله با کی کار داری کوچولو؟

    خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.

    بگو من میشنوم.

    کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ...

    هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم .

    صدای بغض آلودش آهسته گفت: یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟

    فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی: نه خدا خیلی دوستت داره، مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟

    بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض گفت: اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما.....

    بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛صدایی شنید

    :بگو عزیزم، بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو......

    دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد وگفت: خدا جون، خدای مهربون، خدای قشنگم، میخواستم بهت بگم تو رو خدا، نذار بزرگ شم تو رو خدا...

    :چرا ؟ این مخالف تقدیره. چرا دوست نداری بزرگ بشی؟

    آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم، ده تا دوستت دارم. اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟

    نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟ نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟ مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.

    مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم. مگه ما باهم دوست نیستیم؟ پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد.......؟!

    خدا پس از تمام شدن گریه های کودک، فرمود

    :آدم ،محبوب ترین مخلوق من.. ،چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه...کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب، من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت.

    کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند .دنیا برای تو کوچک است ...

    بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی...

    کودک کنار گوشی تلفن، درحالی که لبخند بر لب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت.



  • نظرات() 
  • دنده چپ

    دنده چپ!!!
    ✅می دونید دلیل اینکه میگن: طرف از دنده چپ پا شده،چیه؟؟

    طحال آدمی طرف چپ بدن قرارداره و مرکز تولید سوداست.سودا هم باعث عصبانیت وبدخلقی میشه. وقتی که به پهلوی چپ می خوابیم به علت فشار به طحال ترشح سودا بیشترشده وباعث میشه ما عصبانی وبدخلق ازخواب بلندشیم.پس سعی کنیدبه پهلوی راست بخوابید.



  • نظرات() 
  • حیف نون: ﺍﯾﻦ ﺳﻮﭖ ﺭﻭ ﻣﺰﻩ ﮐﻦ

    حیف نون: ﺍﯾﻦ ﺳﻮﭖ ﺭﻭ ﻣﺰﻩ ﮐﻦ

    ﮔﺎﺭﺳﻮﻥ: ﭼﯿﺰﯼ توشه؟

    حیف نون: ﻓﻘﻂ ﻣﺰﻩ ﮐﻦ.

    ﮔﺎﺭﺳﻮﻥ: ﺍﮔﻪ ﺳﺮﺩﻩ ﺑﮕﻢ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻦ.

    حیف نون: ﺩﺍﺭﻡ ﺧﻮﺍﻫﺶ می کنم ﻓﻘﻂ ﻣﺰﻩ ﮐﻦ

    ﮔﺎﺭﺳﻮﻥ: ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﻮﺍﻫﺶ می کنم ﺍﮔﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻢ ﺩﺍﺭﻩ بگید.

    حیف نون: ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻣﻦ! می گم ﻣﺰﻩ ﮐﻦ، ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺰﻩ ﮐﻦ! ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻢ ﮔﻮﺵ ﺑﺪﻩ

    ﮔﺎﺭﺳﻮﻥ: ﺑﺎﺷﻪ ﺍﻻﻥ می چشم… ﻗﺎﺷﻖ ﮐﺠﺎست؟

    حیف نون: آﻫﺎ! ﻗﺎﺷﻖ ﮐﺠﺎست ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ؟



  • نظرات() 
  • ف نون

    از حیف نون می پرسن چرا بعد از غذا خوردن آب می خوریم؟

    می گه: برای این که موقع دستشویی رفتن گرد و خاک به پا نشه ! :))



  • نظرات() 
  • فقط یه پسر ایرانی میتونه

    فقط یه پسر ایرانی میتونه

    بازی که صبح دانلود کرده تا شب به پایان برسونه و بعد بشینه حذفش کنه

    دوتا فوشم به سازندش بده با این مضمون که از صبحه مارو علاف کردی !



  • نظرات() 
  • ایرانسل

    از بس ایرانسل پیامک پیشواز فرستاده و من نگرفتم پیام داده :

    مشترک گرامی اگر وضعیت مالی شما تا این حد بد است

    به شماره **** عدد ۵ را ارسال کنید تا به شما کمک مالی شود !

    بازم هیچی نفرستادم پیام داده : گدا به این شماره تک بزن قطع کن !



  • نظرات() 
  • طنز - استاتوس های خنده دار

    آیا میدانستید که حروف تشکیل دهنده ی جمله ی
    “گلِ من الان میام، تا ببینمت بای بای”
    توی یک ردیف حروف کیبرد قرار دارن؟
    نه جدی نگاه کن!
    حالا هنگ کن!
    کلی زحمت کشیدم تا کشفش کنم! فک کنم نابغم..



  • نظرات() 
  • آیا میدانید:

    آیا میدانید: هنگامی که شخص گریه می‌کند اگر اولین اشکش از چشم راست باشد. از خوشحالی است و اگر از چشم چپ باشد از درد است.



  • نظرات() 
  • داستان مذهبی جدید+داستان جدید+♡داستان

    روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد.

    پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید:

    ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی.

    آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟

    عزارئیل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:…

    ۱- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.

    ۲- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.

    در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم و لی آنها را رها نمی کنیم.



  • نظرات() 
  • به دوستم ﻣﻴﮕﻢ: ﺯﻧﺖ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻟﺪﺕ ﭼﯽ ﺑﺮﺍﺕ ﺧﺮﻳﺪ؟

    به دوستم ﻣﻴﮕﻢ: ﺯﻧﺖ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻟﺪﺕ ﭼﯽ ﺑﺮﺍﺕ ﺧﺮﻳﺪ؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ﻣﻴﮕﻪ : ﺍﻭﻥ ﻣﺰﺩﺍ 3 ﻓﻮﻝ ﺍﺗﻮﻣﺎﺕ ﻗﺮﻣﺰ ﺭﻧﮓ ﻛﻨﺎﺭ ﺧﻴﺎﺑﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﻴﺒﻴﻨﯽ؟
    ﻣﻴﮕﻢ : ﺁﺭﻩ
    ﻣﻴﮕﻪ : ﻳﻪ ﺷﻮﺭﺕ ﻫﻤﻮﻥ ﺭﻧﮕﯽ!!!!!!!




  • نظرات() 
  • با پیکان پسرعموم رفتم بیرون،

    با پیکان پسرعموم رفتم بیرون،

    تو اتوبان دیدم یه "بی ام و " که یه دختر، پسر توش بودن ازم جلو زد و دختره تو ماشین واسم شکلک درآورد....

    گفتم باید حالشو بگیرم.
    رفتم کنارش، گفتم: عشق جدیدت مبارک باشه عزیزم...! دیگه بهم زنگ نزن!

    5 ثانیه نکشید که دختر از ماشین شوت شد بیرون...

    و من با سرعت بینهایت، صحنه را ترک کردم!

    تا دخترا باشن، دچار خود شاخ پنداری نشن :))))




  • نظرات() 
  • د ن د

    یه روز مامانم خونه نبود بابام غذا درست کرد . ماشاالله همه غذا رو سوزوند. اومدیم با مرام بازی دراریم تا آخر غذا رو خوردم . وقتی غذا تموم شد بابام برگشته میگه تموم شد؟میگم اره،مگه مشکلیه؟میگه دِ نـَـه دِ خاک بر سر از قحطی برگشتت الحق که آشغال خوری بچه .



  • نظرات() 
  • ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺒﻨﺪ

    ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺷﺪﻡ ،

    ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺱ ﺑﻘﯿﻪ ﭘﻮﻝ ﺭﻭ ﺑﺪﻩ ﺻﺪ ﺗﻮﻣﻦ ﻧﺪﺍﺷﺖ ،

    ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﺵ ﺩﺭ ﺭﻭ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺒﻨﺪ :|



  • نظرات() 
  • من نباید شماره خواهرمو داشته

    تو اتوبوس بودم یه پسره میحواست به دختره شماره بده

    یهههو پیرزنه برگشت گفت :خجالت بکش این جای خواهرته....

    پسره برگشت گفت من نباید شماره خواهرمو داشته باشم؟!!!



  • نظرات() 


  • 20


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :